خداحافظ احمق جان

منتشرشده: ژانویه 18, 2011 در روزها

وقتش بود .
خیلی خوب بودی از روزای اولی که ولم کرده بود و من حار بودم آدمایی رو پیدا کنم تا باهاشون حرف بزنم پیشم بودی . من خنگ شده بودم . هیشکی پیشم نبود . نمیخواستم به حرفش عمل کنم و با آیینه حرف بزنم . تو رو پیدا کردم . ولی واسه اون نوشتم . حواسم به تو نبود . ببخشید احمق جان . حالا تو عزیز ترین احمق شاهینی .
کاشکی جون داشتی . فقط یه آدرس اینترنتی نبودی . اگه جون داشتی با هم میرفتیم بالا پشت بوم . با هم سیگار میکشیدیم و به ماه می خندیدیم.
وقتی رفتی خل بازی ها مو دیدی . به همه فحش میدادم . ولی وقتش بود . اینقدر باهام موندی که دیگه هیچ اسم قشنگی تو زندگیم نبود .
وقتی همه اونایی که دوسشون داشتم یهو یادشون رفت شاهین و تو هنوز نیومده بودی ولی من گریه نکردم . حتی یه قطره .
وقتی تو رو کشتن دیدی گریه ها مو . به همه فحش دادم که عزیز ترین احمقممو ازم گرفتن .
آخراش فحش ایی که بهمون دادن و یادته ؟ یادته یکی گفت خیلی قشنگ مینوسیسی ولی نجسی . چون عاشق یه پسر شدی .
اگه الان بیاد ببینه عاشق یه وبلاگ شدم بازم میگه نجسم ؟
یا اون یکی که گفت کثافت کاری ها مو دارم پشت این لوس بازی ها قائم میکنم .
هنوزم نظرای تایید نشده رو داری . زخم زبوناشون و تو خودت نگه داشتی رو نکردی . ولی من هر چی تو دلم بود ریختم تو صفحه سفیدت . خداحافظ احمق جان .
دیره واسه خداحافظی. ولی تو رو یادم نمیره با تمام روزای زندگیم که تو دلت گزاشتم .
تموم اون پستایی که منتشر نکردم . اونا رو هم با خودت بردی.
دلم گرفته احمق جان . معذرت می خوام که این همه بهت تکیه کردم حواسم نبود ممکنه تو هم بیوفتی . ببخشید احمق جان . آخه خیلی ها به من تکیه کردن من کسی رو نداشتم . خودم داشتم میوفتادم . تو رو انداختم. عوضی ام ؟
الان یه جا دیگه مینویسم ولی هیشکی که تو نمیشه . به خودشم گفتم . اسشو گزاشتم با یه حس قشنگ . اونم مثل تو یه اسم مستئار داره اسمش دلقکه . دماغش قرمزه یه کلاه بوقی هم روسرش . اینقدر خندیدم بهش روز اول .
احمق جان دیدی دیوار شدن سخته ؟ ولی واقعا دیوار خوبی بودی . نیما کجاست که تو رو ببینه
. بسه دیگه برو . یه دفعه واست گریه کردم بسه .
خداحافظ عزیز ترین احمق من .

آدرس جدیدم اینه http://bihesi.wordpress.com

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. نقطه چين ها. . . می‌گوید:

    يه دلقک..و شايد تلخک…يکي که به ظاهر ميخنده..اما توي دلش اشک ميريزه….

    يوسف

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s